
به نام خدا... خب یه تصمیم بزرگی بود که یه حقوق ثابت یا به قول همه آب باریکه رو ول کنی و بری سمت کار آزاد یا قطار وحشتخب من از ۷ سال هست که این کار آزاد رو انجام می دادم ولی این بار خیلی فرق می کرد ... من به خاطر مسائل روحی و یا نگاه بقیه خیلی تحت فشار بودم چون چند ماهی بود ازدواج کرده بودم و باید یک زندگی را اداره می کردم... من برای این که خودم رو ثابت کنم خیلی کار می کردم و به خاطر همین نتیجه درس...
ادامه مطلب
بعضی وقتها(روزگار)یکی طوری میسوزونتِت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن!بعضی وقتها هم یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن!...
ادامه مطلب
وقتی خدا می خواهد که شود... بنده هر چه تلاش کند نشود........
ادامه مطلب
تو را حتی بیشتر از خودم دوست دارم........
ادامه مطلب
روز سوم... کمی دلم خواب می خواهد.... الحمدالله..... با اتفاقات درسی که واقعا توی بن بست موندم فقط خدا می تواند ولا غیر... xa0...
ادامه مطلب