
به نام خدا... خب یه تصمیم بزرگی بود که یه حقوق ثابت یا به قول همه آب باریکه رو ول کنی و بری سمت کار آزاد یا قطار وحشتخب من از ۷ سال هست که این کار آزاد رو انجام می دادم ولی این بار خیلی فرق می کرد ... من به خاطر مسائل روحی و یا نگاه بقیه خیلی تحت فشار بودم چون چند ماهی بود ازدواج کرده بودم و باید یک زندگی را اداره می کردم... من برای این که خودم رو ثابت کنم خیلی کار می کردم و به خاطر همین نتیجه درس...
ادامه مطلب
بزار خیلی ها به اهدافت بخندند... وقتی تو مسیری رو انتخاب کردی صددرصد اتفاقات خاصی برایش می افتد...تو نمی توانی جلودار این اتفاقات باشی... مسیر هر چی هم سخت باشی با یک هم نفس مسیر برایت می شود آسان...xa0 به حدی که حاضری بر روی سنگ های لبه تیز استراحت کنی.... ...
ادامه مطلب
بعضی وقتها(روزگار)یکی طوری میسوزونتِت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن!بعضی وقتها هم یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن!...
ادامه مطلب
یه وقت هایی اینقدر فکر می کنی ولی ... ولی نمی تونی به زبون بیاری........
ادامه مطلب
وای خدا دارم از تو نابود میشم...... خدا مگه نگفتی بشکنی صداتو گوش می کنم... خدایا صدای شکستنم کم نیست؟ . خدایا تو برای من دعا کن... xa0...
ادامه مطلب
بسم رب الحسین.... دلگیری از حرف ها واژه ی تلخسیت.... وقتی خیلی هاااا خیلییییی زود قضاوت می کنند بدون اینکه ازت چیزی بدونند..... خیلی ها اصلا فرصت نمی دهند تو حرف بزنی بعد دادگاهت رو تشکیل بدند.... یه سری حرف ها فقط طرف رو خرد می کنه.....فقط طرف رو آتیش می زنه.... سکوت و بفض در برابر این حرف ها میشه شکایت.... میشه دفاع کردن... میشه شخصیت خودت.... میشه گذاشتن قضاوت به عهده خدا نه بنده های خدا.... من سکوت رو ترجیح میدهم به تمامی دادگاه گرفتن های یکطرفه.... . . . و این غم ها به یک جمله و یا به قول خ...
ادامه مطلب
وقتی خدا می خواهد که شود... بنده هر چه تلاش کند نشود........
ادامه مطلب
تو را حتی بیشتر از خودم دوست دارم........
ادامه مطلب
الان سه روزه درست نخوابیدم و با علاقه دادم ادامه می دم..... خیلی خوشحالم با اومدن زندگیم به زندگیم بیشتر تلاش می کنم برای همین زندگیمون... خوشحالم که خدا از من رو برنگردونده.... داشتن دوست هایی که در کنار هم کار می کنم باعث می شه آدم توی این دوران پر حیجان نایستد... خدایا شکرت بابت این همه نعمت.... xa0...
ادامه مطلب
روز سوم... کمی دلم خواب می خواهد.... الحمدالله..... با اتفاقات درسی که واقعا توی بن بست موندم فقط خدا می تواند ولا غیر... xa0...
ادامه مطلب
کار نمی کنم تا تمام شود... xa0 کار می کنم تا تمام شود..... xa0...
ادامه مطلب
چقدر سخته... نه بتونی بری ... نه بتونی بیایی... نه بتونی تمومش کنیم... ------------------------------------- پ.ن : نه می تونم برگردم بم -> به خاطر اینکه هیچ واحد و درسی از ۲ سال توی باهنر برام تطبیق نمیخوره و به خاطر کار و زندگیم... نه می تونم انصراف بدم به خاطر اینکه باید ۶ میلیون جور روزانه بودنم رو بکشم..... نه می تونم بمونم به خاطر اینکه دانشگاه در هیچ صورتی موافقت نمی کنه........... . . . خدایا شکرت که لحظه ای نمی گذاری از شکر گذاریت دست بردارم..........
ادامه مطلب